جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Ablöse
01
خسارت, غرامت
Geld, das man bezahlt, um etwas zu übernehmen oder zu ersetzen
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
Ablösen
شکل ملکی
Ablöse
مثالها
Die Ablöse für den Spieler war sehr hoch.
خسارت فسخ قرارداد برای بازیکن بسیار بالا بود.



























