قطار تندرو بینشهری
من • خود
ایدهآل • آرمان
ایدئالیسم
ایده
شناسایی کردن
هویت
ایدئولوژی
ایدئولوژیکی
خارپشت
نادیده گرفتن
[ضمیر اسامی مذکر و خنثی در حالت داتیو]
[ضمیر اسامی مذکر در حالت آکوزاتیو]
[ضمیر سوم شخص جمع در حالت داتیو]
شما • [صفت ملکی سوم شخص مفرد مونث]
تمثال (دین)
غیرقانونی
بیقانونی
توهم
واهی
تصویرسازی
تصویرگر
مصور کردن
قاقم دورنگ
بیرون
مهار کردن
بعداً
کنار آمدن
مد شدن
سد راه شدن
تخیل
تنقلات
کیوسک خوراکی
تقلید کردن
ثبت نام
همیشه
حداقل
دارایی
ایمنی (پزشکی)
دستگاه ایمنی
مایهکوبی کردن
کارت واکسیناسیون
واکسن
واکسیناسیون
کاشتن
واردات
ناتوانی جنسی
امپرسیونیسم
انگیزه
عجول
توانستن
در
استفاده کردن
در حال کار
مسحور کردن
به یاد آوردن
نامطمئن بودن
به گمراهی کشاندن
ممکن ساختن
طولانی کردن
فهمیدن
تحقق یافتن
در رابطهای پایدار بودن
پا جای پای (کسی) گذاشتن
پذیرفتن (چیزی ناخوشایند)
بهاندازه
بازنشسته شدن
بازنشسته بودن
بازنشسته شدن
بازنشسته بودن
در حال انجام بودن
شامل شدن
از طریق
هند
فردگرایانه
فردیت
جداگانه
القا (برق و الکترونیک)
صنعتیسازی
صنعت
عفونت
تورم
بر اثر
در نتیجه
علوم کامپیوتر
اطلاعات
محتوای اطلاعاتی
آموزنده
غیر رسمی
اطلاع کسب کردن
ممکن بودن