مردمسالارانه
تظاهرات
بیانگیزه کردن
بنابراین
حقیقت را ندیدن
عصبانی شدن
مدیریت کردن
تحریک تفکر
امکانپذیر • بیاندازه
فکر کردن
اندیشمند
خطای ذهنی
مجسمه
حفظ ابنیه تاریخی
طرز تفکر
چون
در هر صورت
دئودورانت
افسردگی
[حرف تعریف اسامی مذکر مشخص] • [ضمیر اشاره]
بن بست
قدرت ویرانکننده زمان
مشابه
در حال حاضر
کنونی
در نتیجه
طراحی
طراح
ناامید
ماده ضدعفونی کننده
بیعلاقگی
دسر
قاشق دسر,قاشق برای دسر
لباس زیر زنانه
ناپایدار کردن
به همین خاطر
جزئیات
مفصل
کارآگاه
یابنده
واضح
وضوح
زبان آلمانی • آلمانی
آلمانی
آلمان
آلمانیزبان
معنی
شعار
دسامبر
مودب
دیابت
تشخیص بیماری (پزشکی)
تشخیص دادن
نمودار
لهجه
گفتوگو
دیالیز
الماس
رژیم غذایی
[ضمیر مفعولی اکوزاتیو دوم شخص مفرد]
کیپ
شاعر
واشر
چاق
[حرف تعریف اسامی مؤنث مشخص و جمع] • [ضمیر اشاره]
چشم بسته خرید کردن
گوشها را تیز کردن
تسلیم شدن
دزد
دزدی
سرسرا
استفاده شدن
شیفت کاری
سهشنبه
خدمات
این • این
گازوئیل
این دفعه
تفاوت
تمایز گذاشتن
دقیق
دیجیتال
دوربین دیجیتال
دیکتاتوری
دوراهی
غیرمتخصص
شوید
چیز
اسپلت
مدرک (تحصیلی)