खोजें
s'abstenir
01
خودداری کردن, امتناع کردن
व्याकरणिक जानकारी
सहायक क्रिया
être
02
صرفنظر کردن, چشم پوشیدن
03
در رایگیری شرکت نکردن, رای ندادن
उदाहरण
De nombreux électeurs se sont abstenus.
खोजें
خودداری کردن, امتناع کردن
صرفنظر کردن, چشم پوشیدن
در رایگیری شرکت نکردن, رای ندادن