جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La diva
01
دیوا, خواننده اپرا
chanteuse d'opéra reconnue pour son talent exceptionnel
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
divas
مثالها
Cette jeune soprano rêve de devenir une diva internationale.
این سوپرانو جوان رویای تبدیل شدن به یک دیوا بینالمللی را دارد.



























