la cuticule
cuticule
kyt͡sikyl
kytsikyl

تعریف و معنی "cuticule"در زبان فرانسوی

La cuticule
01

کوتیکول (زیست‌شناسی), پوستک

fine bande de peau qui protège la base de l'ongle 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
cuticules
مثال‌ها
Il repousse doucement la cuticule avant de se faire une manucure. 

او به آرامی کوتیکول را به عقب می‌راند قبل از اینکه مانیکور کند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه