جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'étude
01
مطالعه, تحصیل، بررسی
action de lire ou d'apprendre pour comprendre ou mémoriser quelque chose
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
études
مثالها
Elle passe deux heures par jour à faire son étude.
او دو ساعت در روز را صرف انجام مطالعه خود میکند.



























