جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'écurie
01
طویله, اصطبل
bâtiment pour loger les chevaux
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
écuries
مثالها
Nous avons nettoyé l' écurie ce matin.
امروز صبح اصطبل را تمیز کردیم.
02
خوکدانی, جای کثیف، خانه یا اتاق نامرتب
endroit extrêmement mal rangé ou sale
مثالها
Ta chambre est une écurie, range - la !
اتاق تو یک اصطبل است، آن را مرتب کن!



























