جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le zeste
01
پوست (لیموترش، پرتقال), خلال، تراشه پوسته مرکبات
fine couche externe de l'agrume, utilisée pour aromatiser
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
zestes
مثالها
Le zeste d' orange parfume le chocolat.
پوست پرتقال شکلات را معطر میکند.
02
مقدار کم, کمی، اندکی، یک خرده
petite quantité, un tout petit peu
مثالها
Elle veut juste un zeste de sucre dans son café.
او فقط کمی شکر در قهوهاش میخواهد.



























