جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La vingtaine
01
حدود بیست عدد, حدود بیست تا
environ vingt personnes, objets ou éléments
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Elle a invité la vingtaine de ses amis à la fête.
02
حدود بیست سال
environ vingt années d'âge
مثالها
Il est dans la vingtaine et commence sa carrière professionnelle.
او در دهه بیست سالگی است و حرفهای خود را شروع میکند.



























