جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La victime
[gender: feminine]
01
قربانی
personne qui subit un dommage, un crime ou un accident
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
victimes
مثالها
Elle est la victime d' une fraude financière.
او قربانی یک کلاهبرداری مالی است.



























