جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vermillon
01
سرخ, گلگون
couleur rouge vif et éclatant
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
vermillon
جمع مذکر
vermillon
مفرد مؤنث
vermillon
جمع مؤنث
vermillon
مثالها
Le coucher de soleil était d' un rouge vermillon.
Le vermillon
01
رنگ سرخ, رنگ گلگون
pigment rouge vif tirant sur l'orangé
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Ce rouge vermillon rappelle les laques chinoises.
این قرمز ورمیلون لاکهای چینی را به یاد میآورد.
02
قرمزدانه مکزیکی (حشره)
pigment rouge vif obtenu d'un insecte mexicain
مثالها
Ce vermillon est plus cher que les autres pigments rouges.
این شنگرف از سایر رنگدانههای قرمز گرانتر است.



























