جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La veille
01
شب عید
la nuit ou le jour juste avant un événement important
مثالها
La veille de Noël, nous décorons le sapin.
شب کریسمس، ما درخت را تزئین میکنیم.
02
شب زنده داری, بیدار ماندن در طول شب، بیداری
la période de surveillance ou d'attention
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Il reste en veille toute la nuit pour surveiller le bébé.
او تمام شب را در نگهبانی میماند تا از نوزاد مراقبت کند.



























