جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le veau
[gender: masculine]
01
گوساله
petit de la vache
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
veaux
مثالها
Les fermiers nourrissent le veau au lait.
کشاورزان گوساله را با شیر تغذیه میکنند.
02
گوشت گوساله
viande provenant du jeune bovin
مثالها
Elle a acheté du veau au marché.
او گوشت گوساله را در بازار خرید.
03
لگن [اشاره به خودروی اسقاطی دارد], قراضه
voiture vieille ou en mauvais état
مثالها
Il conduit un veau qui tombe en panne souvent.
او یک ماشین فرسوده را میراند که اغلب خراب میشود.



























