جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La variété
01
موسیقی پاپ
genre musical populaire, léger et accessible
مثالها
Elle rêve de chanter dans un groupe de variété.
او آرزوی خوانندگی در یک گروه متنوع را دارد.
02
تنوع, گوناگونی
ensemble de choses différentes dans un même groupe
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Ils offrent une grande variété de plats dans ce restaurant.
آنها در این رستوران تنوع زیادی از غذاها ارائه میدهند.



























