جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La télécopie
[gender: feminine]
01
دورنگار, نمابر، فکس
transmission de documents par voie électronique à distance
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
télécopies
مثالها
Elle a reçu une télécopie importante de son client.
او یک فکس مهم از مشتری خود دریافت کرد.



























