جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le tâtonnement
01
(عمل) کورمال کورمال گشتن
action de chercher quelque chose en touchant ou en avançant prudemment
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Son tâtonnement pour trouver ses clés a duré plusieurs minutes.
لمس کردن او برای پیدا کردن کلیدهایش چند دقیقه طول کشید.
02
آزمون و خطا, تلاش، کوشش، آزمودن راههای مختلف
essai ou tentative pour trouver la bonne solution
مثالها
Nous avançons par tâtonnements dans cette recherche scientifique.
ما در این پژوهش علمی با آزمون و خطا پیش میرویم.



























