جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le tsunami
01
سونامی, آبلرزه
vague géante et destructrice provoquée par un séisme sous-marin ou une éruption volcanique
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
tsunamis
مثالها
Les systèmes d' alerte peuvent prévenir l' arrivée d' un tsunami.
سیستمهای هشدار میتوانند از رسیدن یک سونامی جلوگیری کنند.



























