جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La tradition
01
سنت, رسم
coutume ou pratique transmise de génération en génération
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
tradition
مثالها
Chaque village a ses propres traditions.
هر روستا آداب و رسوم خاص خود را دارد.
درخت واژگانی
tradition
trad



























