جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La tradition
01
سنت, رسم
coutume ou pratique transmise de génération en génération
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
tradition
مثالها
La tradition de Noël est très importante dans ma famille.
سنّت کریسمس در خانواده من بسیار مهم است.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
tradition
trad



























