جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tamisé
01
کمفروغ, تاریک
lumière atténuée ou filtrée
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
le plus tamisé
شکل تفضیلی
plus tamisé
درجهپذیر
مفرد مذکر
tamisé
جمع مذکر
tamisés
مفرد مؤنث
tamisée
جمع مؤنث
tamisées
مثالها
Les rideaux laissaient passer un éclairage tamisé.
پردهها اجازه میدادند نور کمنور عبور کند.



























