جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La sécheresse
01
خشکسالی
manque prolongé de pluie, période sans précipitations
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Les autorités ont imposé des restrictions d' eau à cause de la sécheresse.
مقامات به دلیل خشکسالی محدودیتهای آب اعمال کردند.



























