جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le surmenage
[gender: masculine]
01
کار بیش از حد
état de fatigue causé par un excès de travail
مثالها
Le médecin l' a mis en arrêt à cause du surmenage.
دکتر او را به دلیل فرسودگی مرخص کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
کار بیش از حد