جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le surf
01
موجسواری
sport de glisse qui consiste à se tenir debout sur une planche et à glisser sur les vagues
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
surfs
مثالها
Elle adore le surf depuis son adolescence.
او از نوجوانی عاشق موجسواری بوده است.



























