جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sidérer
01
هاج و واج کردن, مات و مبهوت کردن
surprendre ou choquer quelqu'un au point de le laisser sans réaction
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
sidère
اولشخص جمع
sidérons
اولشخص زمان آینده
sidérerai
وجه وصفی حال
sidérant
اسم مفعول
sidéré
اولشخص جمع زمان ناقص
sidérions
مثالها
Son exploit sportif a sidéré les spectateurs.
دستاورد ورزشی او تماشاگران را متحیر کرد.



























