جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le seau
01
سطل
récipient généralement cylindrique utilisé pour transporter ou contenir des liquides ou des objets
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
seaux
مثالها
J'ai rempli le seau d'eau pour arroser les plantes.
من سطل را با آب پر کردم تا گیاهان را آبیاری کنم.



























