la rotule
rotule
ʁɔt͡syl
غُتسیل

تعریف و معنی "rotule"در زبان فرانسوی

La rotule
01

کشکک زانو, کاسه زانو

petit os situé à l'avant du genou, qui protège l'articulation 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
rotules
مثال‌ها
La rotule protège le genou lors des mouvements. 

کاسه زانو در حین حرکات از زانو محافظت می‌کند.

02

(مکانیک) اتصال چرخشی, اتصال توپی، اتصال مفصلی

pièce mécanique qui permet une rotation ou un pivotement dans plusieurs directions 
مثال‌ها
La rotule permet au bras mécanique de bouger librement. 

مفصل گوی‌ای به بازوی مکانیکی اجازه می‌دهد آزادانه حرکت کند.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه