جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le roller
01
اسکیتبازی
sport ou activité de glisse pratiquée avec des patins à roues alignées
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Elle fait du roller dans le parc chaque week - end.
او هر آخر هفته در پارک رولر بازی میکند.



























