جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
risquer
01
به خطر انداختن
mettre en danger ou exposer à un danger possible
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
risque
اولشخص جمع
risquons
اولشخص زمان آینده
risquerai
وجه وصفی حال
risquant
اسم مفعول
risqué
اولشخص جمع زمان ناقص
risquions
مثالها
Elle ne veut pas risquer sa réputation.
او نمیخواهد اعتبارش را به خطر بیندازد.



























