جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le raisonnement
01
استدلال, دلیل، برهان
la capacité de réfléchir et de tirer des conclusions
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
raisonnements
مثالها
Son raisonnement est toujours logique et clair.
استدلال او همیشه منطقی و واضح است.
02
قوه تعقل, منطق
la faculté de penser de manière logique
مثالها
Le raisonnement mathématique demande de la concentration.
استدلال ریاضی نیازمند تمرکز است.



























