جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le potin
[gender: masculine]
01
شایعات محلی, شایعه
rumeur ou commérage concernant la vie des autres
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
potins
مثالها
Les potins circulent vite à l' école.
شایعات به سرعت در مدرسه پخش میشوند.
02
هیاهو, سر و صدا، قیل و قال
tumulte, agitation bruyante
مثالها
Ils ont fait un potin en jouant au ballon.
آنها هنگام بازی با توپ سر و صدا به پا کردند.



























