جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le potin
01
شایعات محلی, شایعه
rumeur ou commérage concernant la vie des autres
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
potins
مثالها
Elle aime écouter les potins du quartier.
او دوست دارد به شایعات محله گوش دهد.
02
هیاهو, سر و صدا، قیل و قال
tumulte, agitation bruyante
مثالها
Le potin dans la cour était insupportable.
سر و صدا در حیاط غیرقابل تحمل بود.



























