جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le poisson
01
ماهی
animal qui vit dans l'eau et qui a des nageoires
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
poissons
مثالها
Le poisson nage dans la rivière.
ماهی در رودخانه شنا میکند.
02
ماهی, ماهی (به عنوان غذا)
chair du poisson utilisée comme nourriture
مثالها
Nous mangeons du poisson deux fois par semaine.
ما هفتهای دو بار ماهی میخوریم.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
poisson
pois
son



























