جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
photocopier
01
فتوکپی کردن, فتوکپی گرفتن
reproduire un document à l'aide d'une photocopieuse
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
photocopie
اولشخص جمع
photocopions
اولشخص زمان آینده
photocopierai
اسم مفعول
photocopié
اولشخص جمع زمان ناقص
photocopiions
مثالها
Elle photocopie ses notes de cours chaque semaine.
او هر هفته یادداشتهای کلاس خود را فتوکپی میکند.



























