جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La personnification
01
آرایه تشخیص, شخصنمایی
figure de style qui attribue des caractéristiques humaines à des objets ou des idées
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
personnifications
مثالها
La personnification du vent rend le poème vivant.
شخصیتپردازی باد شعر را زنده میکند.



























