جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La panne de courant
01
قطع شدن جریان [آب، برق...]
interruption accidentelle de l'alimentation électrique
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
pannes de courant
مثالها
Une panne de courant a paralysé tout le quartier.
یک قطعی برق کل محله را فلج کرد.



























