جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pair
01
زوج (عدد), زوج (دوتایی)
nombre entier divisible par deux
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
pair
جمع مذکر
pairs
مفرد مؤنث
paire
جمع مؤنث
paires
مثالها
Les pages paires sont à droite.
صفحههای زوج در سمت راست هستند.
02
همکار, همتراز، همردیف
personne de même rang ou statut
مثالها
Les scientifiques reconnaissent ses travaux comme ceux d' un pair.
دانشمندان آثار او را به عنوان آثار یک همکار به رسمیت میشناسند.
Le pair
01
عضو مجلس اعیان (انگلستان)
membre de la noblesse siégeant à la Chambre des lords en Angleterre
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
pairs
مثالها
La reine peut créer de nouveaux pairs.
ملکه میتواند همتایان جدیدی ایجاد کند.



























