جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
narrer
01
روایت کردن, حکایت کردن، نقل کردن
raconter quelque chose de façon détaillée ou littéraire
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
جدانشدنی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
narre
اولشخص جمع
narrons
اولشخص زمان آینده
narrerai
اسم مفعول
narré
اولشخص جمع زمان ناقص
narrions
مثالها
Elle narre ses souvenirs d' enfance dans ce chapitre.
او در این فصل خاطرات کودکی خود را روایت میکند.



























