جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La médiatisation
01
پوشش رسانهای
action de diffuser largement un événement ou une information par les médias
مثالها
La médiatisation de l'événement a attiré beaucoup de spectateurs.
رسانهای کردن رویداد بسیاری از تماشاگران را جذب کرد.
02
در معرضگذاری, در معرض دید قرار دادن
action de mettre quelque chose en avant ou en vue , le rendre public
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La médiatisation des œuvres de l'artiste a attiré de nouveaux collectionneurs.
مدیاتیسازی آثار هنرمند، مجموعهداران جدیدی را جذب کرد.



























