جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La médecine
01
پزشکی
discipline qui étudie la prévention , le diagnostic et le traitement des maladies chez l'homme
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
médecines
مثالها
Elle étudie la médecine à l'université depuis cinq ans.
او پنج سال است که در دانشگاه پزشکی میخواند.



























