جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
musclé
01
عضلانی, نیرومند
qui a des muscles développés et visibles
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
le plus musclé
شکل تفضیلی
plus musclé
درجهپذیر
مفرد مذکر
musclé
جمع مذکر
musclés
مفرد مؤنث
musclée
جمع مؤنث
musclées
مثالها
Elle fait de la gym et ses bras sont devenus musclés.
او ژیمناستیک کار میکند و بازوهایش عضلانی شدهاند.



























