جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
musclé
01
عضلانی, نیرومند
qui a des muscles développés et visibles
مثالها
Elle fait de la gym et ses bras sont devenus musclés.
او ژیمناستیک کار میکند و بازوهایش عضلانی شدهاند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
عضلانی, نیرومند