جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La moustache
01
سبیل
poils situés au-dessus de la lèvre supérieure chez l'homme
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
moustaches
مثالها
Il porte une moustache très épaisse.
او یک سبیل بسیار ضخیم دارد.
02
سبیل, ویبریس
longs poils sensoriels sur le museau de certains animaux
مثالها
Le chat se sert de ses moustaches pour se repérer.
گربه از سبیلهایش برای جهتیابی استفاده میکند.



























