جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le motif
01
انگیزه
raison ou cause qui explique une action ou une décision
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
motifs
مثالها
Le motif de sa plainte était expliqué en détail.
دلیل شکایت او به طور مفصل توضیح داده شد.
02
طرح, نقش
dessin décoratif répétitif sur un tissu, papier ou surface
مثالها
Ce tissu a un motif de fleurs et d'oiseaux.
این پارچه نقش گل و پرنده دارد.



























