جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
massacrant
01
غیرقابلتحمل, بسیار گند، بسیار بد
extrêmement dur, sévère ou insupportable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
le plus massacrant
شکل تفضیلی
plus massacrant
درجهپذیر
مفرد مذکر
massacrant
جمع مذکر
massacrants
مفرد مؤنث
massacrante
جمع مؤنث
massacrantes
مثالها
Elle a subi un examen massacrant hier.
او دیروز یک امتحان کشنده را پشت سر گذاشت.



























