جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
long
01
دراز, بلند
qui a une grande dimension d'un point à un autre dans l'espace
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus long
شکل تفضیلی
plus long
درجهپذیر
مفرد مذکر
long
جمع مذکر
longs
مفرد مؤنث
longue
جمع مؤنث
longues
مثالها
Ce pont est le plus long de France.
این پل بلندترین پل در فرانسه است.
02
طولانی
qui dure un temps considérable
مثالها
L'attente a été longue à l'hôpital.
انتظار در بیمارستان طولانی بود.
Le long
01
درازا, طول
partie étendue d'une chose dans l'espace
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Il a mesuré le long du mur avec un mètre ruban.
او طول دیوار را با متر نواری اندازهگیری کرد.



























