جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le lobe
01
لُب (مغز و کبد و ...)
partie arrondie ou section d'un organe comme le cerveau ou le foie
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
lobes
مثالها
Le cerveau humain est divisé en plusieurs lobes.
مغز انسان به چند لوب تقسیم شده است.
02
نرمهی گوش (بخش زیرین لالهی گوش)
partie molle et inférieure de l'oreille externe
مثالها
Elle porte une boucle d'oreille sur le lobe.
او یک گوشواره روی نرمه گوش میگذارد.



























