larguer
lar
laʁ
lar
guer
ˈge
ge
largeur

تعریف و معنی "larguer"در زبان فرانسوی

larguer
01

باز کردن (در دریانوردی), -

باز کردن (در دریانوردی) 
اطلاعات دستوری
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
larguant
اسم مفعول
largué
مثال‌ها
Larguer une voile 
02

فرو ریختن (بمب), -

فرو ریختن (بمب) 
03

(رابطه را) بهم زدن, قطع رابطه کردن

mettre fin à une relation sentimentale de manière unilatérale 
04

خود را (از دست کسی یا چیزی) خلاص کردن, دک کردن

خود را (از دست کسی یا چیزی) خلاص کردن 
مثال‌ها
Larguer ses collaborateurs 
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه