جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
jaune
01
زرد
de la couleur du soleil ou d'un citron
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus jaune
شکل تفضیلی
plus jaune
درجهپذیر
مفرد مذکر
jaune
جمع مذکر
jaunes
مفرد مؤنث
jaune
جمع مؤنث
jaunes
مثالها
Elle porte une robe jaune.
او یک لباس زرد پوشیده است.
Le jaune
01
زرد, رنگ زرد
comme une couleur vive, proche de celle du soleil
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Le jaune est ma couleur préférée.
زرد رنگ مورد علاقه من است.
02
زرده
ce qu'on trouve au centre de l'œuf
مثالها
Le jaune est riche en protéines.
زرده تخممرغ سرشار از پروتئین است.



























