جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'inscription
01
ثبتنام, نامنویسی
action de s'inscrire officiellement à quelque chose, comme un cours ou une activité
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
inscriptions
مثالها
Elle a fait son inscription en ligne.
او ثبتنام خود را به صورت آنلاین انجام داد.
درخت واژگانی
inscription
inscript



























