جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
importuner
01
مزاحم (کسی) شدن
déranger quelqu'un de manière répétée ou indésirable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
importune
اولشخص جمع
importunons
اولشخص زمان آینده
importunerai
وجه وصفی حال
importunant
اسم مفعول
importuné
اولشخص جمع زمان ناقص
importunions
مثالها
Les journalistes importunaient la célébrité pour une interview.
روزنامهنگاران برای یک مصاحبه، مشهور را آزار میدادند.



























