جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
grossir
01
چاق شدن
prendre du poids , devenir plus corpulent
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
grossis
اولشخص جمع
grossissons
اولشخص زمان آینده
grossirai
وجه وصفی حال
grossissant
اسم مفعول
grossi
اولشخص جمع زمان ناقص
grossissions
مثالها
Elle a grossi de 5 kilos cet hiver.
او این زمستان ۵ کیلو چاق شد.



























