جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
grisonner
01
(مو) جوگندمی شدن, سفید شدن
commencer à avoir des cheveux gris avec l'âge
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
باقاعده
فعل کمکی
avoir
مثالها
Ses cheveux commencent à grisonner .
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
(مو) جوگندمی شدن, سفید شدن